هرزهخانهارباب

#هرزه_خانه_ارباب
part: 14

جیمین: چی؟؟
اجوما: یادته چند ماه پیش مست از بار اومدی اینجا؟
جیمین: خب
اجوما: یکی از این دخترا ک اسمش گایوعه رو انتخاب کردی
جیمین: یااااا اجومااااا زود باششش
اجوما: خب تو از وسایل کمد استفاده نکردی و الان اون حاملس
جیمین: چییی؟ چچ. ی.. ی
اجوما: میخوای چیکار کنی؟ ببین پسرم من میدونم ک تو از ات خوشت امده و میدونم انتظار اینو از اون دختره نداشتی ولی....
جیمین: اجوما من الان ینی باید با اون ازدواج کنم؟
اجوما: اره چون اونم بچشو دوست داره و اجازه س. ق. ط جنین نمیده
جیمین: اجوما من باید فکر کنم
اجوما: باشه من رفتم ولی یادت نره منو از تصمیمت با خبر بزاری
جیمین: باشه


(ویو گایو)


گایو: اجوما اومد قیافش ی جوری بود من فقط میخواستم ی چیزو نگهههه.......
اجوما: سلام دخترا
دخترا: سلام
گایو*رفت پیشه اجوما
اجومااا چیشد؟؟؟
اجوما: معلوم نیست ولی ارباب زیاد از شنیدنش خوشحال نشد ...
دیدگاه ها (۰)

#هرزه_خانه_ارباب part: 15اجوما: معلوم نیست ولی ارباب زیاد ا...

#هرزه_خانه_ارباب part: 16جیمین: حلقه های اشک توی چشام دیده م...

#هرزه_خانه_ارباب part: 13ات: ارباب داشت لباسشو میپوشید ک بره...

#هرزه_خانه_ارباب part: 10ات: ارباب منتظرم بود رو تخت نشسته ب...

My bloody love پارت ۲۱

"سرنوشت " p,11...مگه این قرار نبود نیاد .....سمتش پا تند کرد...

دو سال پیش که از اینجا رفتم ... خیلی چیزا تغییر کرده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط