حال مرا نپرس

حال مرا نپرس
امشب شب‌ترین شب‌های من است
در میانه عبور از پل تکثیر شده چشمانت
به محال پر می‌کشم
واقعیت خودش را به خیال تو می‌بازد
و در تو محو و محوتر می‌شود

و حالا اینجا در خیالم همه چیز جور دیگری‌ست
حتی شب آن‌قدرها هم شب نیست...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

و انگار آن لحظهٔ ديدارت موذن‌زاده ‌در گوشم‌ مى‌خواند"حَىِّ ع...

کی می‌رسد رستاخیز داغ لب‌هایتتا پوست تنم را در میان بغلگاه ب...

چون شب که در سینه‌اش تنها به یک ماه می‌نازددر سایه مهتاب،بی‌...

"غبار خاطرات"#تو_همان غم فنجانِ فراموش شدهٔ جهیزیه مادربزرگ ...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

شرطا: 120 لایک 80 کامنت 30 بازنشر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط