عمری است خبر از دل و دلدار ندارم

عمری است خبر از دل و دلدار ندارم
با شیشه پریزاد من از دست پریده است

صائب چه کنی پای طلب آبله فرسود
هر کس به مقامی که رسیده است، رسیده است
دیدگاه ها (۳)

باد بهار مرهم دل‌های خسته استگل مومیایی پر و بال شکسته استشا...

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنیبوسه در لعل شراب آلود، نگ...

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…دلبری برای یکدیگر را…بگذار...

به حاجب در خلوت سرای خاص بگوفلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا با چشم‌های ...

نوشته نجف من اینجا بود و برای سالگرد مادربزرگم خیرات دادمکار...

شهر در دست قاتلان است‌از دیشب تا حالا که خبر کشته شدن حمیدرض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط