شانه به شانه قدم زدیم

شانه به شانه قدم زدیم
کوچه به کوچه خندیدیم
چه آرزوهایی که نساختیم..!
تمام این ها بیهوده شد
وقتی من
عشق رااصرار می کردم
تو
پشت گوش می انداختی..!
#فرشید_عسکری
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی ؛واژه ای بی معناست وقتی تو در لحظه هایم نفس می کشی و ...

نازی ها تانک داشتندروس ها توپانگلیسی ها با لبخند گندم زارهای...

خم می شومو سایه ات را می بوسمتو از خدایت بپرساگر این نیز گنا...

هیچکس نخواهد فهمیددر زندگی هر آدمییک نفر هست کهدوست داشتنی ت...

به غوزومی که بی فتد سایه ای بنا گوش اتگوهر به رشته کشدخاره ه...

مردی که در روضه‌ها شانه‌هایش می‌لرزید، در برابر دشمن نه دلش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط