Plan A
Plan A
ویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو گرفتم شیشه رو پرتاب کردم اونور کلی جیغ میزد داشتم عصبی میشدم محکم بلندش کردم بردم تو اتاق در اتاق شو قفل کردم گفتم چتههه چرا اینجوری میکنی
تیلور: همه چی یادم اومده بودد بلند داد و جیغ میزدم اوننن اون دوبارههه رید تو زندگیممم کیر کرددد تو زندگیمم بازم پیداش شد
تام: فهمیدم چیشده رفتم یه مسکن و اب اوردم بهش به زور دادم بعد رفتم رو تخت کنارش سرشو گذاشتم رو سینم نازش کردم تا بخوابه بعدشم خودم خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم هنوز خوابه اروم از تخت اومدم پایین رفتم گوشیمو برداشتم زنگ رفیقم جانی زدم و گفتم ترتیب قتل هنری و بده رفتم ناهار درست کردم دیدم تیلور اومد پایین رفتم سمتش داشت گریه میکرد محکم گرفتمش تو بغلم با هق هق گفت من چه گناهی کردم میخوام بدنم تو اتیش بسوزه گفتم هیسس تو دیگه مال منی بچه بیا ناهار بخور جسد هنری عصر به دستت میرسه که زنگ در خورد...
ادامه دارد
ویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو گرفتم شیشه رو پرتاب کردم اونور کلی جیغ میزد داشتم عصبی میشدم محکم بلندش کردم بردم تو اتاق در اتاق شو قفل کردم گفتم چتههه چرا اینجوری میکنی
تیلور: همه چی یادم اومده بودد بلند داد و جیغ میزدم اوننن اون دوبارههه رید تو زندگیممم کیر کرددد تو زندگیمم بازم پیداش شد
تام: فهمیدم چیشده رفتم یه مسکن و اب اوردم بهش به زور دادم بعد رفتم رو تخت کنارش سرشو گذاشتم رو سینم نازش کردم تا بخوابه بعدشم خودم خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم هنوز خوابه اروم از تخت اومدم پایین رفتم گوشیمو برداشتم زنگ رفیقم جانی زدم و گفتم ترتیب قتل هنری و بده رفتم ناهار درست کردم دیدم تیلور اومد پایین رفتم سمتش داشت گریه میکرد محکم گرفتمش تو بغلم با هق هق گفت من چه گناهی کردم میخوام بدنم تو اتیش بسوزه گفتم هیسس تو دیگه مال منی بچه بیا ناهار بخور جسد هنری عصر به دستت میرسه که زنگ در خورد...
ادامه دارد
- ۲۵.۷k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط