بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من
بده پیغام خود از دور اشارت کردنش با من
بسوزان هرچه میخواهی ولی دل را نوازش کن
بپا کن آتش عشقت، سیاوش بودنش با من
رها کن دود آتش را ولی یاد مرا هرگز
سیه کن آسمان با دود، نیلی کردنش با من
تو و دل دادن دریا، من و دنیایی از رؤیا
بزن کشتی به طوفانها به ساحل بردنش با من
ز هر دردی دری بگشا به هر آهنگ شادی کن
بزن بر تار و پود دل، مرتب کردنش با من
بمان بیدل بگو از دل، دل از دلواپسی کم کن
تو وا کن سفرهء دل را صبوری کردنش با من
دیدگاه ها (۱)

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با منبده پیغام خود از دور ...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا كن رسم دلداري ، دل و جان دادنش با من . بده پيغام خود ...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

بنا کن رسم دلداری، دل و جان دادنش با من بده پیغام خود از دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط