I loved be angel
I loved be angel
PART 30
تهیونگ. نمیدونستم چیکار کنم برای همین می خاستم ببرمش آزمایشگاه که از خودم پرسیدم روان پزشک رو چه به آزمایشگاهی که روی اعضای بدن آزمایش انجام میشه ؟
میدونستم که تو دانشگاه ترم اول رو دارو سازی خونده ولی بازم رشته اصلیش نیست .... این بخش هنوز زوده ...
پس همین که در رو باز کردم و ا/ت خواست وارد بشه کشیدمش عقب و در رو بستم ...
ا/ت. با تعجب به تهیونگ نگاه کرد
تهیونگ. کنسله آزمایشگاه نمیریم....برگرد بالا....( راهشو عوض،کرد و به سمت اسنسور رفت ...
ا/ت. این مرد چشه؟ اول میگه بیا بریم آزمایشگاه و بعد میگه نه و در رو میبنده؟ خیلی کنجکاو بودم بدونم اونجا چی میگذره اما دقیق لحظه آخر گفت کنسله ..... واقعا که..مردک از خود راضی !
سونگبین. بیدار شدم و یک راست رفتم سراغ گلوله و برش داشتم ...
این گلوله باید یه بار کدی یا شماره ای داشته باشه بشه باهاش به کیم تهیونگ نزدیک بشم ....
از دیشب لباسمو عوض نکرده بودم و فقط صورتمو شستم و یه لیوان قهوه خوردم و با یه تاکسی رفتم اداره پلیس
ویو اداره مرکزی
سونگبین. همین که رسیدم رفتم به بخش و اطلاعات و تیر رو بهشون دادم و ازشون خاستم هر اعطلاعتی میتونن راجب تیر دریافت کنن و فوران گزارشش رو به من بدن و بعد از اون اتاق سرهنگ مین و در زدم ...
سرهنگ مین. بیا داخل
سونگبین. وارد اتاق شدم و احترام گذاشتم و رفتم سمت میز سرهنگ ...
سرهنگ مین . سلام سروان لیم....خبری شده ؟ نشونه ای پیدا کردی ؟
سونگبین. بله قربان...سرنخ خوبی پیدا کردم ...
سرهنگ مین. خیلیم عالی...بشین و بگو ببینم چه سرنخی پیدا کردی؟
سونگبین. دیشب که از اداره بر می گشتم یه ماشین افتاده دنبالم که هدس میزنم یکی از افراد کیم تهیونگ بوده ...
من قصد دقیق اون فرد رو نمیدونم شاید می خاست منو بکشه شایدم می خاست ازم زهره چشم بگیره...
به هر حال بعد از کلی تغیب کردن من داخل اتوبان به سمت ماشینم شلیک کرد ... خوشبختانه کسی آسیب ندید و نکته خوب تیر اندازیش به سمت ماشین من این بود که تیرش داخل تایر ماشین من گیر کرد ...
منم تیر رو از داخل تایر در آوردم و آوردمش و دادمش به بخش تحقیقات تا بتونن نشونی از سازنده و اطلاعات در خور دیگه ازش پیدا کنیم...
سرهنگ مین. آفرین سروان لیم ..... میدونستم تو با بقیه فرق داری و میتونی این پرونده رو ببستی..!
به محض دریافت اطلاعات گلوله من رو هم در جریان بزار
سونگبین. چشم قربان...
ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
PART 30
تهیونگ. نمیدونستم چیکار کنم برای همین می خاستم ببرمش آزمایشگاه که از خودم پرسیدم روان پزشک رو چه به آزمایشگاهی که روی اعضای بدن آزمایش انجام میشه ؟
میدونستم که تو دانشگاه ترم اول رو دارو سازی خونده ولی بازم رشته اصلیش نیست .... این بخش هنوز زوده ...
پس همین که در رو باز کردم و ا/ت خواست وارد بشه کشیدمش عقب و در رو بستم ...
ا/ت. با تعجب به تهیونگ نگاه کرد
تهیونگ. کنسله آزمایشگاه نمیریم....برگرد بالا....( راهشو عوض،کرد و به سمت اسنسور رفت ...
ا/ت. این مرد چشه؟ اول میگه بیا بریم آزمایشگاه و بعد میگه نه و در رو میبنده؟ خیلی کنجکاو بودم بدونم اونجا چی میگذره اما دقیق لحظه آخر گفت کنسله ..... واقعا که..مردک از خود راضی !
سونگبین. بیدار شدم و یک راست رفتم سراغ گلوله و برش داشتم ...
این گلوله باید یه بار کدی یا شماره ای داشته باشه بشه باهاش به کیم تهیونگ نزدیک بشم ....
از دیشب لباسمو عوض نکرده بودم و فقط صورتمو شستم و یه لیوان قهوه خوردم و با یه تاکسی رفتم اداره پلیس
ویو اداره مرکزی
سونگبین. همین که رسیدم رفتم به بخش و اطلاعات و تیر رو بهشون دادم و ازشون خاستم هر اعطلاعتی میتونن راجب تیر دریافت کنن و فوران گزارشش رو به من بدن و بعد از اون اتاق سرهنگ مین و در زدم ...
سرهنگ مین. بیا داخل
سونگبین. وارد اتاق شدم و احترام گذاشتم و رفتم سمت میز سرهنگ ...
سرهنگ مین . سلام سروان لیم....خبری شده ؟ نشونه ای پیدا کردی ؟
سونگبین. بله قربان...سرنخ خوبی پیدا کردم ...
سرهنگ مین. خیلیم عالی...بشین و بگو ببینم چه سرنخی پیدا کردی؟
سونگبین. دیشب که از اداره بر می گشتم یه ماشین افتاده دنبالم که هدس میزنم یکی از افراد کیم تهیونگ بوده ...
من قصد دقیق اون فرد رو نمیدونم شاید می خاست منو بکشه شایدم می خاست ازم زهره چشم بگیره...
به هر حال بعد از کلی تغیب کردن من داخل اتوبان به سمت ماشینم شلیک کرد ... خوشبختانه کسی آسیب ندید و نکته خوب تیر اندازیش به سمت ماشین من این بود که تیرش داخل تایر ماشین من گیر کرد ...
منم تیر رو از داخل تایر در آوردم و آوردمش و دادمش به بخش تحقیقات تا بتونن نشونی از سازنده و اطلاعات در خور دیگه ازش پیدا کنیم...
سرهنگ مین. آفرین سروان لیم ..... میدونستم تو با بقیه فرق داری و میتونی این پرونده رو ببستی..!
به محض دریافت اطلاعات گلوله من رو هم در جریان بزار
سونگبین. چشم قربان...
ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
- ۴.۶k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط