قاب سیزدهم ماه عسل
قاب سیزدهم ماه عسل
پهلوان حیدر ١٠٠ ساله امشب مهمان قاب سیزدهم ماست. احسان علیخانی با دیدن چهره و ظاهر او اولین جمله ای که میگوید این است: بی ربط ترین سوالی که میتوانم بپرسم این است که شما چرا اینقدر مو دارید؟ حیدر میگوید: پدر و مادر اگر جوان باشند و سرحال رشد بچه خوب خواهد بود.
عمو حیدر حرف قشنگی زد ، او گفت راز سلامتی و زندگی خوب این است:
کم گفتن، کم خفتن و کم خوردن....
احسان علیخانی : عمو یک پهلوان کجا دلش میشکند؟
عمو حیدر: بی عدالتی.... ما از دوست زمین خوردیم. "ولی از پشت خنجر میزند دوست"
محمدرضا طالقانی به عنوان پیشکسوت کشتی روی خط آمد و گفت: خوشحالم قیافه قشنگ و نورانی ات را میبینم احسان و به تو تبریک میگویم که ایشان را به برنامه ات دعوت کردی. تو از کجا او را گیر آوردی؟ نمره هزار به تو میدهم. دست و روی ماه تو را میبوسم. پهلوان حیدر إنسان شریفی است و ما به او افتخار میکنیم.
من امشب حدود هزارنفری مهمان افطاری دارم اما همه کارهایم را کنار گذاشتم تا حرفهای حیدر را بشنوم. به این مرد بزرگ و بی بدیل تبریک میگویم. او مردی است که از هیچ کسی طلبکار نیست و کهنه سواری است که فقط میخواهد با نگاه محبت آمیز به نگاه شود.
احسان علیخانی: شما چرا تنهایی در اون روستا؟چرا گاو و مزرعه را رها نمیکنی؟ ترسناک نیست؟
بی بی جان: نه ترسناک نیست اونی که بالآی سرمه هوامو داره.
بی بی جان: همین الان که اومدم اینجا دلم برای روستایم تنگ شده....
احسان علیخانی در پلاتوی اول بعد از سلام علیک با بیننده ها و ارزوی قبولی طاعات ، ارزو کرد که هر ان چه گوشه قلب تک تک بیننده ها هست براورده شود و دعوت کرد تا انتهای برنامه همراه ماه عسل باشیم .
تیتراژ برنامه با صدای محسن یگانه و با تصویری جدید تر از مردم پخش شد .
بعد از برگشت به استودیو ، احسان علیخانی در باره برنامه دیروز و تجربه مرگ ارش صحبت کرد و اشاره کرد به نکته ای که ارش سپرده بود حتما در برنامه مطرح شود و ان نبود ویلچر و لوازم ان بود . با این جمله که امروز قصه
بانمکی قرار است روایت شود ، خواست تا به سرعت پشت صحنه دیروز را با هم تماشا کنیم .
قبل و بعد از پخش پشت صحنه ای نسبتا طولانی از برنامه دیروز ، فیلم های ارسالی از بیننده هم پخش شد .
پهلوان فراموش شده
در ادامه برنامه ، احسان علیخانی درباره فیلم های ارسالی با عنوان ماه عسل خودرا با قهرمان خود بسازید توضیحی داد و همچنین برای بار چندم در برنامه درباره نحوه کار با اپیلیکیشن خوب باشیم صحبت کرد و از اینکه تا اذان برنامه دارند و پخش فوتبال نیست اظهار خوشحالی کرد و گفت امروز در دوبخش مجزا ولی با موضوعی تقریبا مشترک مهمان داریم .
با این توضیحات از مهمان بخش اول دعوت کرد تا وارد برنامه شوند . عمو حیدر به همراه خواهر زاده خود وارد برنامه شد . عمو حیدر ذاکری ، از کرمان امده بودند و خواهر زاده از اصفهان . ایشان متولد ١٢٩٨ بودند و به گفته خودشان یک بار هم برای ازدواج صغر سنی گرفته بودند . احسان علیخانی در اول صحبت ها و به شوخی به عمو حیدر گفت : یه سوال بی ربط ، شما چرا اینقدر مو دارین تو این سن ؟ شامپو نمیزنین ؟ یه جایی از برنامه حتما درباره رمز این موهاتون توضیح بدین . عمو حیدر گفت از سن نه سالگی تا همین الان ورزش میکنه . خواهر زاده درباره ایشان توضیح دادن که ، تا چند روز قبل به دلیل دوری راه و کم بودن رفت وامدها و البته کوتاهی خودشون دایی شون رو از این جهت نمیشناختن و تازه بعد از دیدن فیلم ها و خواندن اشعار دایی فهمیدن که جقدر برای خانواده ناشناخته بودن .
در انتهای این بخش ایتمی پخش شد از عمو حیدر ، از ٨٥ سال سابقه در زورخانه و ورزش های باستانی ایشان .
وقتی پیشکسوت کشتی زنگ می زند
بعد از ایتم عمو حیدر از اشعار خودش در برنامه خواند و از کارهایی مانند بلند کردن جیپ در برنامه صحبت کرد . در قسمت هایی از صحبت ها ، خواهر زاده به اقای طالقانی پیشکسوت کشتی اشاره کرد و احسان علیخانی گفت که الان با ایشان تماس تلفنی داریم . اقای طالقانی در تماس تلفنی به صورت زنده از احسان علیخانی بابت دعوت این مهمان بسیار تشکر کردن و گفتن از نظر من یک پهلوان ناشناخته است ، از کجا پیداش کردین این رو ؟ و بعد از انجا که برای افطار مهمان داشتن ، از عمو حیدر هم دعوت کردند تا در مهمانی حاظر شود . عمو حیدر از این که خانواده خودشان ایشان را نمی شناختن بسیار ناراحت بودن . خواهر زاده ایشان هم قول چاپ کتاب زندگی ایشان را دادند .
بی بی خانم تنها
بعد از بخش اگهی ها ، احسان علیخانی از مهمان بعدی دعوت کرد . بی بی خانم به همراه دخترش وارد برنامه شد . ٢٠ ساله بود که وارد روستایی شده بود و ٦٨ سال هم در ان حا زندگی میکند . احسان علیخانی از بیننده ها خواست تا ایتمی تماشا کنند از زندگی بی بی تنها در ان روستا
پهلوان حیدر ١٠٠ ساله امشب مهمان قاب سیزدهم ماست. احسان علیخانی با دیدن چهره و ظاهر او اولین جمله ای که میگوید این است: بی ربط ترین سوالی که میتوانم بپرسم این است که شما چرا اینقدر مو دارید؟ حیدر میگوید: پدر و مادر اگر جوان باشند و سرحال رشد بچه خوب خواهد بود.
عمو حیدر حرف قشنگی زد ، او گفت راز سلامتی و زندگی خوب این است:
کم گفتن، کم خفتن و کم خوردن....
احسان علیخانی : عمو یک پهلوان کجا دلش میشکند؟
عمو حیدر: بی عدالتی.... ما از دوست زمین خوردیم. "ولی از پشت خنجر میزند دوست"
محمدرضا طالقانی به عنوان پیشکسوت کشتی روی خط آمد و گفت: خوشحالم قیافه قشنگ و نورانی ات را میبینم احسان و به تو تبریک میگویم که ایشان را به برنامه ات دعوت کردی. تو از کجا او را گیر آوردی؟ نمره هزار به تو میدهم. دست و روی ماه تو را میبوسم. پهلوان حیدر إنسان شریفی است و ما به او افتخار میکنیم.
من امشب حدود هزارنفری مهمان افطاری دارم اما همه کارهایم را کنار گذاشتم تا حرفهای حیدر را بشنوم. به این مرد بزرگ و بی بدیل تبریک میگویم. او مردی است که از هیچ کسی طلبکار نیست و کهنه سواری است که فقط میخواهد با نگاه محبت آمیز به نگاه شود.
احسان علیخانی: شما چرا تنهایی در اون روستا؟چرا گاو و مزرعه را رها نمیکنی؟ ترسناک نیست؟
بی بی جان: نه ترسناک نیست اونی که بالآی سرمه هوامو داره.
بی بی جان: همین الان که اومدم اینجا دلم برای روستایم تنگ شده....
احسان علیخانی در پلاتوی اول بعد از سلام علیک با بیننده ها و ارزوی قبولی طاعات ، ارزو کرد که هر ان چه گوشه قلب تک تک بیننده ها هست براورده شود و دعوت کرد تا انتهای برنامه همراه ماه عسل باشیم .
تیتراژ برنامه با صدای محسن یگانه و با تصویری جدید تر از مردم پخش شد .
بعد از برگشت به استودیو ، احسان علیخانی در باره برنامه دیروز و تجربه مرگ ارش صحبت کرد و اشاره کرد به نکته ای که ارش سپرده بود حتما در برنامه مطرح شود و ان نبود ویلچر و لوازم ان بود . با این جمله که امروز قصه
بانمکی قرار است روایت شود ، خواست تا به سرعت پشت صحنه دیروز را با هم تماشا کنیم .
قبل و بعد از پخش پشت صحنه ای نسبتا طولانی از برنامه دیروز ، فیلم های ارسالی از بیننده هم پخش شد .
پهلوان فراموش شده
در ادامه برنامه ، احسان علیخانی درباره فیلم های ارسالی با عنوان ماه عسل خودرا با قهرمان خود بسازید توضیحی داد و همچنین برای بار چندم در برنامه درباره نحوه کار با اپیلیکیشن خوب باشیم صحبت کرد و از اینکه تا اذان برنامه دارند و پخش فوتبال نیست اظهار خوشحالی کرد و گفت امروز در دوبخش مجزا ولی با موضوعی تقریبا مشترک مهمان داریم .
با این توضیحات از مهمان بخش اول دعوت کرد تا وارد برنامه شوند . عمو حیدر به همراه خواهر زاده خود وارد برنامه شد . عمو حیدر ذاکری ، از کرمان امده بودند و خواهر زاده از اصفهان . ایشان متولد ١٢٩٨ بودند و به گفته خودشان یک بار هم برای ازدواج صغر سنی گرفته بودند . احسان علیخانی در اول صحبت ها و به شوخی به عمو حیدر گفت : یه سوال بی ربط ، شما چرا اینقدر مو دارین تو این سن ؟ شامپو نمیزنین ؟ یه جایی از برنامه حتما درباره رمز این موهاتون توضیح بدین . عمو حیدر گفت از سن نه سالگی تا همین الان ورزش میکنه . خواهر زاده درباره ایشان توضیح دادن که ، تا چند روز قبل به دلیل دوری راه و کم بودن رفت وامدها و البته کوتاهی خودشون دایی شون رو از این جهت نمیشناختن و تازه بعد از دیدن فیلم ها و خواندن اشعار دایی فهمیدن که جقدر برای خانواده ناشناخته بودن .
در انتهای این بخش ایتمی پخش شد از عمو حیدر ، از ٨٥ سال سابقه در زورخانه و ورزش های باستانی ایشان .
وقتی پیشکسوت کشتی زنگ می زند
بعد از ایتم عمو حیدر از اشعار خودش در برنامه خواند و از کارهایی مانند بلند کردن جیپ در برنامه صحبت کرد . در قسمت هایی از صحبت ها ، خواهر زاده به اقای طالقانی پیشکسوت کشتی اشاره کرد و احسان علیخانی گفت که الان با ایشان تماس تلفنی داریم . اقای طالقانی در تماس تلفنی به صورت زنده از احسان علیخانی بابت دعوت این مهمان بسیار تشکر کردن و گفتن از نظر من یک پهلوان ناشناخته است ، از کجا پیداش کردین این رو ؟ و بعد از انجا که برای افطار مهمان داشتن ، از عمو حیدر هم دعوت کردند تا در مهمانی حاظر شود . عمو حیدر از این که خانواده خودشان ایشان را نمی شناختن بسیار ناراحت بودن . خواهر زاده ایشان هم قول چاپ کتاب زندگی ایشان را دادند .
بی بی خانم تنها
بعد از بخش اگهی ها ، احسان علیخانی از مهمان بعدی دعوت کرد . بی بی خانم به همراه دخترش وارد برنامه شد . ٢٠ ساله بود که وارد روستایی شده بود و ٦٨ سال هم در ان حا زندگی میکند . احسان علیخانی از بیننده ها خواست تا ایتمی تماشا کنند از زندگی بی بی تنها در ان روستا
- ۹.۷k
- ۰۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط