مثل یک مادرکه بی اندازه بی تابست و بس

مثل یک مادرکه بی اندازه بی تابست و بس
حس من با دیدنت آنقدر نایابست و بس
شاه باشم هر کجا،پیش دو چشم مست تو
من سراپا رعیت و چشم تو اربابست و بس
لعل تو دریا ، دلت دریا،به چشمانت قسم
تشنه هم در پیش دریا تشنه آبست و بس
تا خدایی میکنی بر کار درویشی چو من
سجده بر پای تو کردن رسم آدابست و بس
در نمازم شعرخواندن، رقص کردن،یاد تو
کیف این دیوانگی ها کنج محرابست و بس
شعر میگویم ، چرا ؟ چون آرزوی باطلم
یک نوازش،یک بغل یک بوسه نابست و بس
چشم تو تصویر مغزم ، رفتنت مرگ دلم
عاشقی بعدتو بایک عکس در قابست و بس
بوسه را در خواب شاعر یکزمان دادی به او
شاعر بیچاره هم در حسرت خوابست و بس
دیدگاه ها (۴)

دنیا

علیرضا رضایی

مادر ماه بنی‌هاشم! قمر آورده‌اینخل امید ولایت را ثمر آورده‌ا...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

پاییز آمده🍂تا هر نَسیمش بهانه‌اے شود براےبا #تـღـو ↬ بودنبا ...

💘💜... سنه میلیون لارجا گول وئرمک ایستردیم آمما گوللر سولار.🥀...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط