ازدواج نافرجام

《 ازدواج نافرجام 》
⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 52 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩


با دور شدن گرمای روی لبهاش فهمید جونگکوک ازش فاصله گرفته توان باز کردن چشم هاش رو نداشت هیچ وقت فکر میکرد زمانی خودش آغاز گره همیچین بوسه با جونگکوک باشه
با چشمای بسته از آغوشش بیرون اومد و با عجله وارد خونه شد

پالتوش رو درآورد روی روی مبل پرت کرد .... با نفسی گرفته کنار میز صبحانه ایستاد و برای حفظ تعادل دستش روی پشتی صندلی گذاشت و چندین نفس عمیق کشید
تا ضربان قلبه بی جنبه اش رو آروم کنه پشت دستش روی لب های قرمز و باد کرده اش که هنوز بخاطر بوسه خیس بودن کشید با صدای بسته شدن در بالکن دست پاچع روی صندلی نشست و با نفس های عمیق زیر لب زمزمه کرد
( آروم باش... آروم باش دختر چیزی نیست ) احساس کرد صندلی کنارش رو کشید عقب و نشست اصلا توان نگاه کردن به چشم هاش رو نداشت و مطمئن بود اونم متوجه قرمزی گونه هاش شده ولی این‌بار نه از سرما
بخاطر خجالت و شرم بود مرز های بین اونا خیلی وقت بود شکسته شده اما هضیچ وقت همدیگه رو احساس نکردن عاشقی نکرد باهم آشنا نشدن شاید مرحله‌ی جدید از زندگیشون روبه آغاز بود
..........
خوردن صبحانه توی سکوت گذشت و تنها نگاه های زیر چشمی بود که گاهی بینشون رد بدل میشد ... جونگکوک با نگاه کردن به ساعت موچی اش متوجه شد زمانی جوری از دستش در رفته
که اصلا متوجه نشدامروز جلسه مهمی داشته به قصد اما شدن از روی میز بلند شد و به سمته پله ها قدم برداشت ..... دختر که تا اون لحظه نگاهش رو فقد به بشقابش دوخته بود سرش رو بلند کرد و با چشماش مسیر رفتنش رو دنبال کرد ( آخر هفته نزدیک ولی .. هنوز نگفته که اجازه میده ... یعنی ازش بپرسم... دفعه قبل نگفت که اجازه نمیده... اما جواب قطعی نداد...اوفف نمی‌دونم چیکار کنم )
نمیدونست چقدر درگیری افکارش بود که با صدای کفش هایی روی سرامیک پله از افکارش بیرون اومد ... جونگکوک درحالی که کت شلوار طوسی همراه با هودی سیاهی پوشیده بود از پله‌ها پایین اومد .. ویوا بلافاصله بلند شد و تا دم در همراهیش کرد
و پالتوش رو از چوب لباسی برداشت و به سمتش گرفت هنوز ذهنش درگیری مهمونی تولد دوستش بود ..... جونگکوک : اگه میخواهی چیزی بگی..بگو تمام روز وقت ندارم اینجا وایستم


های دخترا
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت 52جونگکوک : اگه میخواهی چیزی بگی..بگو تمام روز وق...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 53 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ در...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 51 (⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩جونگ...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 50 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩لحظ...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²0"به هیچی چیزه دیگه نتونست فکر کنه..اتا...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 120 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩جو...

۰چندپارتی☆درخواستی>>>p.2_ات خوشگلم چرا عصبی میشی ...بیا اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط