کوک گفت نه منشیه با استرس گفت پس حتما یکی از اقوام آن که

کوک گفت نه منشیه با استرس گفت پس حتما یکی از اقوام آن که دخترتون رو بهش سپوردین که کوک بازم گفت نه که منشیه با استرس گفت پس چیه شما میشن من می خواستم بگم منم دختر خوندشم که کوک به خواهرم گفت بره تو اتاق بعد درو بست و به من ی تک خنده زدو و گفت دوست دخترمه......
دیدگاه ها (۳)

در همان لحظه بود که من چشمانم از کاسه زد بیرون و پشمانم ریخت...

چند روز بعد قرار شد برم موضوع رو به مامانم بگم که دیگه نمی خ...

رئیس این دختر کوچولو بچه ی شماست؟کوک بلند میشه و دست خواهرم ...

اولین باری بود که به کوک بابا می گفت کوک با صدای داد از اتاق...

چندشاتی جونگکوک(پارت۲)

عشق بی پایان من

۶۰ تایی مون مبارکککککک🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀اما من عاشقتم !پارت ۱۱ ویو کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط