خاطرات فرمانده

خاطرات فرمانده

می‌خواستند تسبیحش را بگیرند؛ نداد و گفت: کسی در میدان نبرد تفنگش را به دیگری نمی‌دهد.
بعد از خداحافظی، یک نفر از طرف حاج‌قاسم برای همه انگشتر آورد.
دیدگاه ها (۱)

تصویر سمت راست اکبر گودرزی؛ ۲۰ ساله ؛ سر دسته گروهک فرقان و ...

توصیه آیت الله بهجت در هنگام بروز زلزله🔹 شهر رضا زلزله آمده ...

▪️دویچه وله آلمان در حالی می‌خواد ایران رو تحقیر کنه که انگا...

#ویژه🔺تصویری تاریخی از اتاق فکر عملیات آزادسازی بلد و سامرا ...

واعدوا لهم ما استطعتم من قوه ومن رباط خیل ترهبون🇮🇷✌👐آمادگی ه...

یونگی با تمام قوا شمشیرش را فرود آورد. بورام، که هنوز از شوک...

حاج‌قاسم گفت: «باور می‌کنی اجازه نمی‌دهد؟» یادداشتی از وحید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط