Name My many years of lov

Name: My many years of lov
Part:①⑥

اسلاید دوم لباس میونگ
اسلاید سوم لباس نیونگ

ویو میونگ
با نیونگ رفتسم داخل اشپز خونه به آجوما گفتیم که برامون رامیون و ندل تند زیاد درست کنه که اونم موافقت کرد منتظر غذا بودیم که تهیونگ اومد

~ما میخوایم بریم بیرون
♡☆باشه
~خداحافظ
♡☆خداحافظ
آجوما: خانم حاضر شد بیارمش
☆آجوما چند بار گفتم راحت باش منو همون میونگ صدا کن.. اکه میشه آره غذا رو بیار
آجوما: باشه دخترم
♡من رو هم نیونگ صدا کن نیازی نیست خیلی رسمی صحبت کنی راحت باش
آجوما: هر جور شما ها بگید(با خنده)

طولی نکشید که غذا رو اورد نیونگ و میونگ خیلی تعارف با آجوما کردن که نودل بخوره ولی قبول نکرد و بعد نوشابه کوکاکولا رو اوردن ریختن داخل لیوان و یخ هم ریخنن نی هم داخل لیوان های جدا گانه خودشون گذاشتن و سریال دشمن عزیز من رو گذاشتن و نگاه کردن و در هین نگاه کردن نودل میخوردن بعد ندل خوردن خسته شده بودن که گوشی میونگ زنگ خورد

☆الو
*سلام خوشگله یه مهمونی داخل بار هست با نیونگ بیاین
☆باشه هانا

پایان تماس

☆نیونگ هانا مارو به یه مهمونی دعوت کرده کفت با هم بریم برو آماده شو بریم
♡اکی

ویو میونگ
رفتم سریع حاضر شدم و اومدم بیرون که نیونگ هم آماده شده بود خیلی هم خوشگل شده بود که گفت

♡خوشگل شدی
☆تو هم همینطور

ویو به مهمونی

ادامه دارد🍒
دیدگاه ها (۸)

Name: My many years of lovPart:①⑦ویو به مهمونیویو میونگرفتیم...

برگشتننننن🥳🥳

Name: My many years of lovPart:①⑤ویو میونگداشتم نفس کم میورد...

Name: My many years of lovPart:①④☆ولم کن-چرا اون وقت؟ ☆اگه و...

وحشیپارت7+18بعد از 30 مین بالاخره لباسارو جمع کردم و رفتم رو...

واکسن؟ویو تهیونگ:مامانم گفته بود من مراقب میونگ باشم چونکه ق...

واکسن؟ویو میونگ:با احساس سنگینی روی پلکام بلند شدم دیدم دادا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط