آمدی ؛

آمدی ؛
آرام و مغرور...!
نه به رنگین کمان رسیدی، نه به آفتابِ سرد زمستانی!
انگار
آمدی ، عشق شوی ، بباری غرورت را
و آسمان دلم را تنها بگذاری...!
دیدگاه ها (۱)

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

یاد گمشده یی

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

آخرین رقص زیر باران سپیدفصل اول: ساعت‌های شنیِ شکستهصدای تیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط