آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁸⁰

ویو ات
بلاخره تهیونگ و جونگ کوک و جیهوپ با کلی غذا اومد
آنا از هممون پیشتر ذوق داشت و از ذوق اون هممون میخندیدیم

تهیونگ:بچه غذا که اینقدر ذوق نداره

آنا لبخندی زد که ۳۲ تا دندونش مشخص بود

آنا:چرا داره(با ذوق)

غذا هارو روی میز گذاشتن و مشغول خوردن شدیم
چون کار نداشتیم همونجا نشستیم و کم کم اعضا هم بهمون اضافه شد؛اینقدر گرم صحبت بودیم که اصلا متوجه ساعت نشدیم
از اعضا خدافظی کردیم و با دخترا به سمت خونه رفتیم
وقتی رسیدیم اونقدر خسته بودم که با همون لباس ها به خواب رفتم

پرش زمانی یک ماه بعد
ویو ات
تو این یکماه همچی خوب پیش رفت،امروز قرار بود با بچه ها بریم شهربازی

آنا:ات،آلیسا آماده این؟؟

ات:اره

آلیسا:الان میام

بچه ها اومدم و رفتیم سوار ماشین شدیم و به سمت شهربازی

ویو داخل شهربازی

ات:خب خب،از اونجایی که میدونین قراره از ترسناک ها شروع کنیم

آلیسا:باز این شروع کرد

آنا داشت با تلفن حرف میزد،بعد از ۲مین به سمتمون اومد

ات:کی بود؟
آنا لبخند مرموزانه ای زد

آنا:بچه هاهم قراره بیان

ات و آلیسا:چیییییییی

خندید

آنا:تهیونگ زنگ زده بود،وقتی گفتم اومدیم شهربازی گفت که با اعضا میاد شهربازی

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

آیدل جذاب من پارت⁸¹ویو اتات:خب،الان منتظر بچه ها میمونیم؟؟آن...

آیدل جذاب من پارت⁸²ویو نویسنده (پرش زمانی شب)از ترن هوایی پی...

آیدل جذاب من پارت⁷⁹ویو اتبه جیهوپ نگاه کردم که داشت میخندیدج...

آیدل جذاب من پارت⁷⁸ویو اتدر رو باز کرد که اول آنا و آلیسا اف...

کوک شوهر کینه ای Part83

پارت⁸که یهو ات بیهوش شد و تهیونگ سریع متوجه شد و اتو براید ا...

آیدل جذاب من پارت¹⁰⁰یهو نامه از دست آلیسا میوفته و شروع به گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط