پریشان میشود شعرم لبانت را که می بینم

پریشان میشـود شعـرم لبانت را که می بینم
هـمـــــــان
سـرچشمه‌ی
آتشفشــانت
را کــــــه می‌بینــــم
#mo30bat
دیدگاه ها (۳۴)

چه کسی چشم تورا دید و نشدعاشق تو؟...تو به این خوبی و من با ن...

کنار تو غزل خواندن چه خوب استشبی باهم کنار آتشی گرم...زدستت ...

سلام دوستای گلمیه سالی درکنار هم بودیم روزای خوب و بدی هممون...

گوش کن دارم صدایت می کنم باز دارم دل فدایت می کنم باز داری ب...

سممم

عصر است...مرا مهمان کن!به فنجانی قهوه ی تلخ از چشمانت،و چند ...

آدمـی گاهی  درون غصـه پنـهـان می شــود در هوای بی کسی ها خیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط