جهان ...

جهان ...
ازچشم های تو ...
شروع میشود ...
و جایی در امتداد آشفتگی مو هایت ...
به باد میرود ...

دیدگاه ها (۲۷)

لبت نه گوید و پیداست می گوید دلت آریکه این سان دشمنی یعنی که...

ﺯﻣﺎﻥ ﭼﻴﺰ ﻋﺠﻴﺒﺴﺖ ...ﻣﻴﺪﻭﺩ ...ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺮﻭﺩ..ﻭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻰ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﺩﻡ...

آتشی بودم و سوزاندم و بر باد شدمتیشه گردیدم و تاجِ سر فرهاد ...

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به روشرح دهم غم تو را نکت...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

ولی وسط آشفتگی های زندگیمتو تنها آرامشم بودی...!🙂H 💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط