این شعر تقدیم به تمام دوستان ویسگونی عزیزم

این شعر تقدیم به تمام دوستان ویسگونی عزیزم
علی الخصوص مرضیه جان و پامچال جان و صبای عزیز و سیده و ریحان خانم و مریم خانم! و همه کسانی که اسمشون یادم رفت
شعری از شاعر مورد علاقه ام استاد فاضل نظری :


مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست

به این صحرا که من می آیم از آن اعتمادی نیست



به دنبال چه میگردند مردم درشبستان ها

در این مسجد که من دیدم چراغ اعتقادی نیست



نه تنها غم سلامت باد گفتن های مستان هم

گواهی میدهند دنیای ما دنیای شادی نیست



چرا بی عشق سر برسجده ی تسلیم بگذارم

نمیخوانم نمازی را که در آن از تو یادی نیست



کنار بسترم بنشین ودستم را بگیر ای عشق

برای آخرین سوگندها وقت زیادی نیست



مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست

تو وقتی با منی دیگر مرا بیم معادی نیست
دیدگاه ها (۱۲)

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیستبه این صحرا که من می آی...

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیستبه این صحرا که من می آی...

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیستبه این صحرا که من می آی...

#بہ_صحرا_اعتمادی_نیستمباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیستبه...

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیستبه این صحرا که من می آی...

عاشقانه

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط