تیر مژگانت دلم را خسته کرد

تیر مژگانت دلم را خسته کرد
آتش چشمت مرا دلبسته کرد
آن نگاه پاک و چون دریای تو
این دل بشکسته را وابسته کرد
آن صفای خفته در چشمان تو
آتشی در جان این دلخسته کرد
رشته ای از مهر تو در دل فتاد
مرغ آزاد دلم پر بسته کرد
اختیاری من ندارم چون که او
دل برای مهر تو شایسته کرد
من ندانستم دلم کی شد اسیر
چون نگاهت دل خراب آهسته کرد
دیدگاه ها (۲)

خوشا به بختِ بلنـــــدم که در کنار منیتو هم قرار منی هم تو ب...

اینجا برای عاشقی طوفان نیاز است چون لحظه های تشنه را باران ن...

✨ به دنبال خدا نگرد خدا در بیابانهای خالی از انسان نیست💫 به ...

چه خبر از دل تو؟نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد؟؟؟یا به یک...

چشمات زیباترین استان منطقس:)💗👀️ تو را دوست می دارم به این به...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط