به لبهایم مزن قفل خموشی

به لبهایم مزن قفل خموشی
که من باید بگویم راز خود را
لبم با بوسهٔ شیرینش از تو
تنم با بوی عطرآگینش از تو
نگاهم با شررهای نهانش
دلم با نالهٔ خونینش ازتو

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

رنگ چشمش را چه میپرسی ز منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی کز...

ای عشق تو را دارم و دارای جهانمهمراه تویی، هر چه تو گویی و ت...

#کـم_مبــاد#از_خـانه_دل#پـای ♣ تــᵇ❤ ᵗــو♣

⁣آن کهنه درختم که تنم زخمی برف استحیثیت این باغ منم ، خار و ...

ᑭ5 🦊🦊🦊بیو فاکسی من غذامو تموم کردمو از میز بلند شدم رفتم پای...

رمان melegim 🪽:پارت ۴ ...دکتر ایشا یک لحظه میاید . امروز صبح...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.7عاقد ادامه داد-پس من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط