#پارت_2 #من_عاشق_یک_شرور_شدم

#پارت_2 #من_عاشق_یک_شرور_شدم

به داخل اتاقم رفتم، چون هیچ وقت حوصله نداشتم اتاقم رو تمیز کنم همیشه اتاقم بهم ریخته بود

هوففففف، اصلا حال ندارم چمدون ببندم، اصلا مگه خودش نگفت که لازمم نمیشه؟

اینو گفتم و خودم رو روی تخت انداختم
گوشیم رو برداشتم و شروع کردم به ور رفتن با گوشی تا زمان بگذره

یک ساعتی گذشت، بلند شدم تا حداقل لباس هایم رو عوض کنم
استایل تانبوی ای زدم و گوشیم و شارژم و... خلاصه چیزایی که بدردم میخورد

دیدم که خدمتکارمون خانم جِنی وارد اتاق شد

جِنی: عصر بخیر، خانم. پدرتون گفت که هواپیما تا چند دقیقه دیگه حرکت میمنه و باید سریع بروید

ملودی: باشه، مرسی

از جایم بلند شدم و همراه جِنی به سمت فرودگاه رفتیم

وقتی رسیدیم به ساعت فرودگاه نگاه کردم، هنوز ساعت ۸:۰۰ بود
هواپیمای من ساعت ۹:۰۰ حرکت میکرد

روی یکی از نیمکت ها نشستم، بعد از چند دقیقه حوصلم سر رفت، هدفونم رو روی گوش هام گذاشتم تا آهنگ گوش کنم

همینطور که داشتم آهنگ گوش میدادم داشتم با گوشیم به دوستم پیام میدادم

دوستم: هی، هنوز سوار هواپیما نشدی، نه؟

من: نه بابا تازه ساعت ۹:۰۰ حرکت میکنه

دوستم: عیوای، چرا اینقدر زود رفتی؟

من: چی بگم والا، بابام یجوری گفت زود باش دیر میشه گفتم همین الانه که حرکت کنه

دوستم: چی بگم والا

همینطور داشتم با دوستم چت میکردم، تا وقتی که ساعت ۹:۰۰ شد

من: خب ببین من الانه که هواپیما حرکت کنه میرم سوار بشم، وقتی سوار شدم بهت پیام میدم، اوکی؟

دوستم: باشه، فقط دسته گلی به اب ندی

من: تو توخمه چشام
°°°°°°°°°°°°°°°
چطوره؟
دیدگاه ها (۲)

[پارت_3] [ من عاشق یک شرور شدم]هدفون رو از روی گوشام روی گرد...

[پارت 4] [من عاشق یک شرور شدم]گوشیم رو داخل جیبم گذاشتم و به...

استخفرلا🤧🎀😂

کاراکتر های مورد علاقم: تمام اون کاراکتر هایی که فراموش شدن ...

پارت ششم

.. MY DOLL .. سلام من ا.ت هستم من و جیمین ۴ سال هستش که باهم...

اسم فیک: اون واسه منه p42رسیدیم فرودگاه من نشستم روی صندلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط