حیف از آن قصری که در رویا برایم ساختی ...

حیف از آن قصری که در رویا برایم ساختی ...


قسمتم شد هم نشینی با همین دیوارها ...
دیدگاه ها (۱)

ڪاش یِڪبارهم تو دلتنگم شوےسازِ دل را ……ضَربِ آهَنگم شوےڪاشڪے...

نگـــرانِ اشــڪـــ هـایَـمـــــ نبـــاش!اَز لَـبخـنــــدمـــ...

این عاشقانه ها که به تو گفتمکوه به کوه می گفتبهم می رسیدند!

دلم مےخواد فراموشے بگیرمبرم یڪ گوشہ تنهایے بمیرمدلم مےخواد ت...

برای تو مردن خطاست با تو باید زندگی کردحیف است که فصل های زن...

نگاه نافذ مولا چنان است که دلم برده استبنازم آن کمان آبرو که...

به قرآن حیف شدی باباتازه داشتیم طعم خوشی را می چشیدیمیهو گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط