زمین جای قشنگی نیست

زمین جای قشنگی نیست
من از جنس زمینم خوب می دانم
که گل در عقد زنبوراست اما یک طرف سودای بلبل
یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد
نیا باران پشیمان می شوی از آمدن
زمین جای قشنگی نیست در ناودان ها گیر خواهی کرد
من از جنس زمینم خوب می دانم
که این جا جمعه بازار است
و مردم عشق را دربسته های زرد کوچک نسیه می دادند
در این جا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند
در این جا شعر حافظ را به فال کولیان دربه در اندازه می گیرند
زمین جای قشنگی نیست نیا باران نیا باران
دیدگاه ها (۴)

بخاطر امیدواری به لطف بی پایانت از تو ممنونم ، بخاطر رزق ُرو...

ای همدردی که هر وقت دلم از غصه مثل کوه سخت شودوچشمم از اشک م...

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به جمع مردم تنها خ...

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود                       بهردرش...

ذکر پر ثواب

خواهر یه کوالا پارت ۲۶

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط