زن که باشی... نمی توانی موقع غمت به خیابان بروی..!

زن که باشی... نمی توانی موقع غمت به خیابان بروی..!
سیگاری آتش بزنی..! و دود شدن غمهایت را ببینی..!
زن که باشی غمت را پنهان میکنی
پشت نقاب آرایشت..! و با رُژ لبی قرمز..!
خنده برای لب هایت اجبار میکنی..!
آنوقت همه فکر می کنند....نه دردی هست
نه غمی، و تنها نگرانیت پاک شدن رُژ لبت است.
زن که باشی...مردانه باید غم بخوری....
دیدگاه ها (۱)

زن كه باشى نميتواني موقع غمت به خيابان بروي!سيگاري آتش بزني!...

زن که باشی؛نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی!سیگاری آتش بزنی!...

زن که باشی؛نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی !سیگاری آتش بزنی...

زن كه باشىنميتواني موقع غمت به خيابان برویسيگاري آتش بزني!و ...

زن که باشی؛نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی!سیگاری آتش بزنی!...

زن که باشی؛نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی!سیگاری آتش بزنی!...

زن که باشی نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی! سیگاری آتش بزنی...

زن كه باشى نميتوانی موقع غمت به خيابان بروی!سيگاری آتش بزنی!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط