🌌 ستاره‌ای در میان تاریکی

🌌 ستاره‌ای در میان تاریکی
فصل ۱ پارت ۲۰
صدای آژیر پایان مسابقه هنوز توی ساختمان می‌پیچید.
آلمایت با هیجان دستش رو بالا برد:و برنده... تیمقهرمان
چند نفر از دانش‌آموزها شروع کردن به تشویق کردن.

اما درست همون لحظه...تق
دکو روی یک زانو افتاد.
بازوی راستش کاملاً آویزون شده بود.
ایمی که تازه از روی بمب پایین اومده بود اخم کرد

ایمی :اوی...
دکو سعی کرد لبخند بزنه

«ب-بردیم...»
و بعد تقریباً با صورت رفت تویزمین
ایمی:...... *این بچه واقعاً یه روز خودشو می‌کشه.*

چند دقیقه بعد...

دکو توسط ربات‌های امدادی به سمت درمانگاه منتقل شد.

در حالی که می‌رفت هنوز داشت ز سر لب زمزمه میکرد
ربات امدادی:لطفاً حرف نزن
ایمی از دور نگاهش می‌کرد
توی ذهنش:
*دستش نابود شده.
با این حال تا آخر جنگید...*
*احمق.*
........ ...
*ولی احمق سرسختی بود.*
از اون طرف کلاس داخل اتاق مشاهده جمع شده بود
تصاویر مبارزه روی مانیتورهای بزرگ نمایش داده می‌شد
آلمایت جلو ایستاد:خب کلاس! وقت بررسی مبارزه است
همه ساکت شدن
اول تصویر باکوگو نمایش داده شد.
باکوگو با اخم به صفحه زل زده بو
آلمایت گفت:باکوگو شونن! قدرت و فشار حمله‌هات فوق‌العاده بود
باکوگو لبخند زد
اما...
آلمایت ادامه داد:ولی بیش از حد درگیر احساسات شدی
سکوت
هدف اصلیت محافظت از بمب بود. اما تقریباً تمام تمرکزت روی میدوریا قرار گرفت
چند نفر زیر لب زمزمه کردن
باکوگو اخمش عمیق‌تر شد.
بعد نوبت ایدارسید

آلمایت لبخند زد.

«ایدا شونن تو بهترین عملکرد نقش شرور رو داشتی و برنده اصلی تویی.»
ایدا شوکهشد: چی م-من

«بله! چون دقیقاً طبق مأموریت عمل کردی و از بمب محافظت کردی.»
ایدا تقریباًبرقزد
بعد...

تصویر ایمی روی صفحه اومد.
همون لحظه چند نفر ناخودآگاه نگاهش کردن
کامیناری:الان میخواد چی بگه؟
مینا:منم کنجکاوم
آلمایت دستش رو روی چونه گذاشت
:هوشیکاوا شوجو...

چند ثانیه به تصویر نگاه کرد
کنترل میدان نبردت عالیذبود تقریباً از محیط به عنوان سلاح استفاده کردی و چند بار مسیر هر دو حریف رو محدود کردی

مومو آروم سر تکون داد و اونم نظرشو گفت
درسته
اما بعد آلمایت ادامه داد: با این حال...

ایمی همون لحظه فهمید الان تعریف تموم شده

در اواخر مبارزه چند بار مردد شدی
انگار ناگهان تصمیم گرفتی از تمام توانایی‌هات استفاده نکنی
ایمی خیلی آروم نگاهش کرد
آلمایت لبخند زد
احتیاط خوبه اما یک قهرمان باید بدونه دقیقاً کجا و چقدر از قدرتش استفاده کنه
ایمی توی ذهنش:
*اگه می‌دونستی دلیلش چیه همچین راحت نمی‌گفتی...*

ولی چیزی نگفت
بعد تصویر دکو ظاهرشد
کل کلاس ساکت شد.
آلمایت: و در آخر... میدوریا شونن

همه منتظر بودن
از نظر تاکتیکی، این مبارزه یکی از بهترین عملکردهای امروز بود و البته ایراد های زیادی داشت
دکو که روی تخت درمانگاه داشت از طریق مانیتور نگاه می‌کرد تقریباً از شوک افتاد
ه-ها؟!
آلمایت ادامه داد:تو از نقاط ضعف حریف استفاده کردی شرایط میدان رو تحلیل کردی و با هم‌تیمی‌ات همکاری مؤثری داشتی
بعد جدی‌تر شد
اما...
کل کلاس:
👀
اگر هر مبارزه باعث بشه استخوان‌هات رو خرد کنی قبل از قهرمان شدن بازنشسته میشی
سکوت
بعد...
کلاس منفجر شد 🤣
کامیناری:این دقیقاً همون چیزیه که می‌خواستم بگه
مینتا: دستش رسما نابود شد
ایمی خیلی آروم زیر لب گفت:بالاخره یکی بهش گفت.
و برای اولین بار از اول جلسه...
یه لبخند کوچولوی نامرئی زیر ماسکش ظاهر شد. 😏🌌
چطورررربود به سالهایه پارت دادم
دیدگاه ها (۳)

بچه هاااا دکو ویلنو دادم بهش برام ساخت عرررررررررررررر چقدر ...

بچه ها اینبار ایمی رو دادم خیلی خوب شد😍بعد یه چیزی که بخاطر ...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱ پارت ۱۸🌌فلز خم کرد و یک موج سن...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱ پارت ۱۷🌌آلمایت در برابرشان ایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط