«درخواستی»

«درخواستی»

رمان «عطر باران و لبخند تو»

پارت ۵: باران ناگهانی
عصر، باران شدیدی شروع شد. ا.ت چترش را همراه نداشت و جلوی در مدرسه ایستاد. تهیونگ چتر مشکی‌اش را بالای سر او گرفت. فاصله شانه‌هایشان کم بود و صدای باران، تپش قلب ا.ت را پنهان می‌کرد. آن‌ها در مسیر خانه، آرام و بی‌صدا قدم زدند.
دیدگاه ها (۵)

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرینپارت ۸:پناهگاه شیرینیک سال ب...

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرین پارت ۹:شیرینی یک شروع دوبار...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۳: دفتر طراحیتهیو...

تک پارتی از ساتورو گوجو! ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆#فیک_انیمه #انی...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط