کاش تا دل میگرفت و میشکست

کاش تا دل میگرفت و میشکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم "مهربان "با من بمان!!!

کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی
تا می شد در پشت قاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود

کاش میشد روی خط زندگی
با تو بودن تا اُنــتـهای زندگی
دیدگاه ها (۶)

🌿🌳✨ وقتی طبیعت، خودش یک اثر هنری خلق می‌کنه... 🍃💚😍🌱🌳 رشد گیا...

پارت اول | عروسِ دشمنباران از عصر شروع شده بود.قطرات آب با ش...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

تو چهره کامیل دقت کرد. این که چقد آروم و دوست داشتنی به نظر ...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 2#لینو #فیکشنسه روز بعد ـ عمارت لیل...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط