(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁵⁵
-امشب نه نمیتونم
جیمین : من آلفاتم امگا برات..چندش اورم؟ نمیخوای باهام بخوابی؟ نمیخوای بچه هامو داشته باشی؟
-دارم فقط امشب نمیتونم انجامش بدم لطفا
جیمین : داری دروغ میگی..تو از آلفات بدت میاد ، تو ازم بدت میاد ، تو منو نمیخوای امیلی...
-جیمین بس کن بسه
جیمین : ولی میدونی؟ من نمیخوامت من جای هردومون میخوامت امیلی
تو همین امشب باهام میخوابی و مطمئن میشم که به همسرم لذت بدم ، تو هنوز آلفاتو نشناختی ، تو منو نشناختی
به سمت گردنم حمله ور شد میبوسید میمکید و مارک میکرد ، کاراش لذت بخش بود اما اون جیمین همیشگیم
نبود اون الفای من نبود اون دارو خورده بود..نمیخواستم..نمیخواستم بار اولمو اینطوری از دست بدم
-آلفا داری امگاتو اذیت میکنی..بس کن؛ تو داری بهم تجاوز میکنی
با این حرفم درجا متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد فقط زمزمه ارومشو شنیدم
جیمین : ت.. تجاوز؟ تجاوز؟ من تجاوز کردم؟ تجا..وز؟
اینبار سرش روی شونم افتاد و کم کم سرش ازم دور شد
جیمین : امیلی؟
چشماش هنوزم نقره ای بود اما انگار دیگه وحشی نبود
-جیمین خودتی؟
جیمین : امیلی تو اینجا چه غلطی میکنیییی
با فریادش ترسیدم اما خوشحال بودم که اروینه اون هر چندبارم سرم داد میکشید بازم دلم قرص بود هیچ آسیبی بهم نمیرسوند
-ببخشید فقط نگرانت شدم
فورا دستشو توی جیبش فرو برد و کلیدو درآورد و توی دستم
گذاشت : تا وقتی کنترلمو از دست ندادم از این جهنم برو بیرون و برنگرد فهمیدی؟ اینبار که بیای تو بعید میدونم بتونم این گرگ سرکش رو کنترل کنم میفهمی اینو یانه؟
-فهمیدم
از در بیرون رفتم و سریعا درو قفل کردم و درجا از شدت ترس و فشار عصبی که از سر گذرونده بودم پاهام شل شد و پشت در روی زانوهام نشستم
جیمین : امیلی؟ صدامو میشنوی؟
-میشنوم جیمین
جیمین : از این اتاق دور شو رایحتو میتونم حس کنم برای همین اون گرگ تونست گولت بزنه از همون اولین باری که اومدی پشت در رایحتو حس کرده بود و پشت در کمین کرده بود ازم دور شو من برای تو خطرناکم
- ب..باشه
از اتاق دور شدم و به سمت اشپرخونه رفتم و آب خنکی خوردم
نگاهم از توی ایینه به صورت و گردنم افتاد لبم خیلی کم پاره شده بود و ورم کرده بود
گردنم پر جای کبودی بود و هنوزم میتونستم گرمای لباشو روی گردنم احساس کنم جیمین ... با وجود دارویی که خورده.. با وجود اینکه من
جلوش بودم دقیقا و میتونست خیلی راحت هرکار میخواد باهام بکنه
با اینکه آلفام بود و من جفتش بودم وقتی
دید نمیخوامش بازم عقب کشید... اون مرد دقیقا کی بود؟ چرا هربار بدتر از بار قبل معادلاتمو بهم میریخت؟ اون هیچ جوره شبیه آلفا یا مردی که تا الان دیده بودم نبود
part ⁵⁵
-امشب نه نمیتونم
جیمین : من آلفاتم امگا برات..چندش اورم؟ نمیخوای باهام بخوابی؟ نمیخوای بچه هامو داشته باشی؟
-دارم فقط امشب نمیتونم انجامش بدم لطفا
جیمین : داری دروغ میگی..تو از آلفات بدت میاد ، تو ازم بدت میاد ، تو منو نمیخوای امیلی...
-جیمین بس کن بسه
جیمین : ولی میدونی؟ من نمیخوامت من جای هردومون میخوامت امیلی
تو همین امشب باهام میخوابی و مطمئن میشم که به همسرم لذت بدم ، تو هنوز آلفاتو نشناختی ، تو منو نشناختی
به سمت گردنم حمله ور شد میبوسید میمکید و مارک میکرد ، کاراش لذت بخش بود اما اون جیمین همیشگیم
نبود اون الفای من نبود اون دارو خورده بود..نمیخواستم..نمیخواستم بار اولمو اینطوری از دست بدم
-آلفا داری امگاتو اذیت میکنی..بس کن؛ تو داری بهم تجاوز میکنی
با این حرفم درجا متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد فقط زمزمه ارومشو شنیدم
جیمین : ت.. تجاوز؟ تجاوز؟ من تجاوز کردم؟ تجا..وز؟
اینبار سرش روی شونم افتاد و کم کم سرش ازم دور شد
جیمین : امیلی؟
چشماش هنوزم نقره ای بود اما انگار دیگه وحشی نبود
-جیمین خودتی؟
جیمین : امیلی تو اینجا چه غلطی میکنیییی
با فریادش ترسیدم اما خوشحال بودم که اروینه اون هر چندبارم سرم داد میکشید بازم دلم قرص بود هیچ آسیبی بهم نمیرسوند
-ببخشید فقط نگرانت شدم
فورا دستشو توی جیبش فرو برد و کلیدو درآورد و توی دستم
گذاشت : تا وقتی کنترلمو از دست ندادم از این جهنم برو بیرون و برنگرد فهمیدی؟ اینبار که بیای تو بعید میدونم بتونم این گرگ سرکش رو کنترل کنم میفهمی اینو یانه؟
-فهمیدم
از در بیرون رفتم و سریعا درو قفل کردم و درجا از شدت ترس و فشار عصبی که از سر گذرونده بودم پاهام شل شد و پشت در روی زانوهام نشستم
جیمین : امیلی؟ صدامو میشنوی؟
-میشنوم جیمین
جیمین : از این اتاق دور شو رایحتو میتونم حس کنم برای همین اون گرگ تونست گولت بزنه از همون اولین باری که اومدی پشت در رایحتو حس کرده بود و پشت در کمین کرده بود ازم دور شو من برای تو خطرناکم
- ب..باشه
از اتاق دور شدم و به سمت اشپرخونه رفتم و آب خنکی خوردم
نگاهم از توی ایینه به صورت و گردنم افتاد لبم خیلی کم پاره شده بود و ورم کرده بود
گردنم پر جای کبودی بود و هنوزم میتونستم گرمای لباشو روی گردنم احساس کنم جیمین ... با وجود دارویی که خورده.. با وجود اینکه من
جلوش بودم دقیقا و میتونست خیلی راحت هرکار میخواد باهام بکنه
با اینکه آلفام بود و من جفتش بودم وقتی
دید نمیخوامش بازم عقب کشید... اون مرد دقیقا کی بود؟ چرا هربار بدتر از بار قبل معادلاتمو بهم میریخت؟ اون هیچ جوره شبیه آلفا یا مردی که تا الان دیده بودم نبود
- ۶۵۰
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط