#برای_آنکه_خودش_میداند ♥️

#برای_آنکه_خودش_میداند ♥️
همان اول
وجودم را به خودَش گره زد
گفت تا وقتی "تو" باشی،"من" هم هستم
و این جمله آنقدر شیرین بود که اصلاً متوجهِ رفتنش نشدم
و این جمله آنقدر شیرین بود
که به وقتِ نبودنش،
آنجاکه هجوم تنهایی،
حوصله ام را از قلم سرازیر میکرد،
به اندازه ی یک عمر برایش نوشتم!
نوشتم از وقت هایی که دلم تنگ می شد و
یک "دوستت دارم"ساده میتوانست دست فاصله را از بیخ گلویم بردارد
نوشتم از وقت هایی که کلافه بودم و بیشترین انتظارم،
دیده شدن نه،
کمی شنیدن بود
نوشتم از سوال و جوابهای آدمهایی که سراغِ جایِ خالی اش را از من میگرفتند
نوشتم جای خالی دست های تو را،
قلم که هیچ،
هیچ دستی، دست های من را پر نمیکند
نوشتم از معادله ای که قرار بود دو طرفش معلوم باشند
نه یک معلوم و...
هنوز هم دلم نمی آید مجهول باشی

#عاشقانه
دیدگاه ها (۴)

این اصل که هر چی بیشتر بهش اهمیت بدی بیشتر واسش بی ‌اهمیت می...

کلاغ پر شام پر باج_اعتماد پر آپارتمان پر یک مجلس پر سر و صدا...

و بیا تا از شیخ بپرسیم فتوا بخواهیمحکم آن‌که قلب را می‌دزدد ...

افطار ها به کام دلم تلخ میشود ارباب ما گرسنه تشنه #شهید شد #...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

The lost love- part 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط