سرسفره ی عقد آروم تو گوشم گفت :

سرسفره ی عقد آروم تو گوشم گفت :
میدونی من فردا شهید میشم؟!
خندیدم گفتم ازکجامیدونی نکنه غیب گویی!؟
گفت:آره دیشب مادرم زهرارو توخواب دیدم ازدواجمون هم بهم تبریک گفت, بعدم بهم وعده ی شهادت داد.
بغض کردم گفتم :پس من چی میخوای منو تنهابزاری بری!!
توکه میدونی فردا قراره شهید بشی چرا پای سفره ی عقد نشستی چرامنوبه عقد خودت درمیاری؟؟؟
دستموفشاردادو لبخندی زدو گفت :
آخه شنیدم شهید میتونه بستگانشوشفاعت کنه میخوام توی اون دنیا جزء شفاعت شده هام باشی میخوام مجلس عروسی واقعی رو اونجابرات بگیرم ...
دیدگاه ها (۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

قشنگه بخوووووووووونیدسرسفره ی عقد آروم تو گوشم گفت :میدونی م...

پیوند آسمانی.. سر سفره ی عقد آروم تو گوشم گفت :"میدونی من فر...

سر سفره ی عقد آروم تو گوشم گفت : میدونی من فردا شهید میشم…؟خ...

‌شهیدمدافع حرم هادی ابراهیمیسر سفره ی عقد آروم تو گوشم گفت :...

‌شهیدمدافع حرم هادی ابراهیمیسر سفره ی عقد آروم تو گوشم گفت :...

بسم رب الشهداء...‌ ♥♥♥پیوند آسمانی...♥♥♥شهیدمدافع حرم هادی ا...

#رها ازماشین پیاده شدم زنگ دروزدم که رویا درو برام باز کرد ،...

P40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط