به جرم وسوسه

به جرم وسوسه
چه طعنه ها که نشنیدی حوا
پس از تو همه تا توانستند آدم شدند و چه صادقانه حوا بودی و چه ریاکارانه آدمیم
دیدگاه ها (۲)

دلم یک کلبه میخواهد درون جنگل پاییز به دور از رنگ آدم هامن و...

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! و زبانم را گاز می ...

خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:کاش میشد آدمی گاهی فقط گاهی!!!به ان...

من می توانمروزها رابدون صحبت کردن با تو ،و ماهها رابدون دیدن...

بیب من برمیگردمپارت : 118گارسون سفارشامونو اورد و مشغول خورد...

باباجون روزت مبارک.عزیزدلمی خیلی دوستت دارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط