انگشتانم از کار افتاد!!

انگشتانم از کار افتاد!!
آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...

چشمانم تار میبیند!!
آنقدر که انتظارت را خیره مانده اند...

پاهایم ناتوان شده اند!!
آنقدر که عشقت را ایستاده اند...

قلبم....
اما هنوز تند می تپد
تا وقتی که هستی
و عطر نگاهت را به افق می پاشی.......

دوست داشتنت همچنان
در رگ هایم جاریست..!!





«سارا قبادی»
دیدگاه ها (۳)

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

دوربین را بگذاری.....و از خودت تنها عکس بگیری!!از این غمگین ...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

نه که فکر کنی برای خودم میگویم..!!اما........حیف تو نیستکه ب...

**عنوان: ضربان‌های پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

انگشتانم از کار افتاد!!آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط