حکایت مردی ماده گاوی داشت و خری و کره خری خر بمرد و شیر
#حکایت مردی ماده گاوی داشت و خری و کره خری. خر بمرد و شیر گاو را به کره خر می دادند و ایشان را دیگر شیری نبود که خود بخورند! مرد روزی دعا کرد که خدایا این کره خر ما را مرگی بده، تا فرزندانم شیر گاو بخورند...فردا روز چون به طویله وارد شد،دید که گاو مرده است...!؟مردک را دود از سر به در رفت و گفت خدایا تو گاو از خر نمی شناسی،پس چگونه خداوندی کنی؟!
((عبید زاکانی- مکتوب
قلندران،ص307))
#فردوس_برین
((عبید زاکانی- مکتوب
قلندران،ص307))
#فردوس_برین
- ۲.۶k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط