دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۶۳ یا ۶۴ نمیدونم ..


ویو فردا دادگاه جانگ سانه‌رو :
"ساعت 8:49"

جونگ کوک : هوف تو میتونی کوک تو میتونی اصلا کار سختی نیست...
تهیونگ : تو میتونی کوکی کوچولوم !! 
جونگ کوک : باهام حرف نزن تمرکزم میریزه 
تهیونگ : باشه . باشه . تو موفق میشی . مطمئنم راحت ردش میکنی
جونگ کوک : آخه چرا تو اولین پرونده زندگیم باید حکم اعدام بدم ؟؟؟
تهیونگ : از پسش برمیای !
جونگ کوک : وایسا ببینم هه‌جین ؟؟ هه‌جین رو خونه تنها گذاشتی اومدی اینجاا ؟؟؟
تهیونگ : نه گذاشتمش پیش تینا
جونگ کوک : هوف خب خوبه
%دادگاه رو شروع میکنیم !
تهیونگ : برو کوکی

《جونگ کوک وارد دادگاه شد روی جایگاه خودش نشست و بقیه کسایی که باید حضور داشته باشن هم دو و برش بودن》

جونگ کوک : شروع کنید

《آقای مسنی از بین جمعیت بلند شد و رو به روی جونگ کوک ایستاد . برگه هایی رو دستش گرفته بود و شروع کرد به خوندم》

€سابقه‌ی قضایی خانم جانگ سانه‌رو شامل.. آدم ربایی . شخص قاضی و آقای کیم تهیونگ/سواستفاده از روابط اجتمایی برای آدم ربایی(همون دار و دسته‌ی مین‌سو)/تصادف عمدی و به خطر انداختن جون کودک خردسال مین‌ناهی/گروگان گیری فرزند کیم تهیونگ . کیم‌هه‌جین/قتل دوتن از آشنایان . و قتل غیر عمد آقای لی‌سئوک میباشد 

جونگ کوک : میدونی حکمت چیه دیگه ؟
سانی : میدونم ...
جونگ کوک : اگه مین‌ناهی صدمه جسمی میدید هم حکمت اعدام بود .. پس با این سابقه راهی نداری
سانی: میدونم ..
جونگ کوک : هم‌اکنون حکم اعدام خانم جانگ سانه‌رو اعلام میشود .. فردا ساعت 7 صبح
سانس : هه‌جین چیمیشه ؟
جونگ کوک : پیش پدرشه
سانی : میشه برای آخرین بار ببینمش ؟ خواهش میکنم
جونگ کوک : دادگاه این اجازه رو میده . فردا قبل از اجرای حکم میتونی ببینیش

《پلیس دستبندی رو به دست سانی زد و از دادگاه خارج شدن . افراد حاضر در جمع یکی یکی بیرون میرفتن . و جونگ کوک هم از پشت اون میز مخصوص خودش بلند شد و از دادگاه خارج شد》

تهیونگ : کارت خوب بور کوکییی
جونگ‌کوک : ممنون ته ...
تهیونگ : چیزی شده ؟
جونگ کوک : راستش... میدونم اون یه هیولاعه ولی دلم میسوزه . واقعا از این حکمی که صادر شد راضی نیستم .‌.
تهیونگ : چیزی نیست کوکی ..سانی که خیلی وقته مرده .. حالا فقط قراره خاکش کنیم .. بیخیالش کوک بیا بریم دنبال هه‌جین

《بعد از بقیه ریزه کاری ها سوار ماشین شدن و به سمت خونه تینا رفتن . و به اصرار تینا اونجا موندن .. هه‌جین و ناهی حسابی باهم دیگه صمیمی شدن . اینکه الان هه‌جین حالش خوبه هم تهیونگ رو خوشحال میکرد هم جونگ کوک رو》

..
دیدگاه ها (۰)

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۶۵بعد از چند ساعت : جونگ کوک...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۶۳ تهیونگ : تو حتی مارک هم ن...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۶۲ 《لبخندی به هه‌جین تحویل د...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت ۵۷ تهیونگ : برمیگردم 《به سمت ...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت ۵۸پلیس : ما خانم جانگ رو دستگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط