زندگی از جایی سخت شد که دیگه

زندگی از جایی سخت شد که دیگه

تو لگن قرمزه‌ی حموم

جا نشدیم:(
دیدگاه ها (۲)

آقای قاضی من میگم ناموسآشما میگی دست بزار رو قرآن؟؟؟

مـا از ایـن جمـاعت شکـسـت نخـوردیم ...بـاخت مـا زمـانی بود ک...

روزی چارلی چاپلین جوکی را برای تماشگران تعریف کرد. همه خندید...

جفتشون میون اشغال ها دنبال یه لقمه نون میگردن

دارم میرم ی جایی ک جنگلو درخته زندگی با دشمنان نمیدونی چ سخت...

جایی بین آغوشِ باز مرگ و آغوش بسته ی زندگی پنهان شده بودم:))...

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط