(خود کوزه و خود کوزه گر و خود گل کوزه )

(خود کوزه و خود کوزه گر و خود گل کوزه )
این کوزه گران پیر
مخمور عشق سرمایه
با دستهای آغشته با خون هزاران بیگناه
نشسته اند در سوگ
آزادی بیان را
قاتلان آزادی بیان
پیش قراولان کشتار و خون
در برج های عاج سرمایه لمیده
با چشم بند های سیاه
تا نبینند حقایق را
و با عصای شعبده خود
میبندند چشمان خسته ی ملت ها را
تا ننگرند به خوننین دستهایشان
که تا آرنج سرخ است
با خون هزاران شارلی
و آزادی
و بیان
مقفل در پنجه های این دژخیمان
آزادی ها
آهای مردم جهان بپا خیزید و بگشاید دیده گان را
بنگرید این شعبده گران تاریخ را
باز با چه شعبده ای
سیراب خواهند کرد
عتش سیری ناپذیر خود را
از خون بیگناهان
و عرق جبین زحمتکشان
باز خون مردمان را
با مارش های سیاه خود
پا مال خواهند کرد
پا مال خواهند کرد
پامال خواهند کرد
هشیار مردمان
باز حقه ای در کار است
این خفاشان خونین منقار
باز در تلاش شکار
من و تو اند.
دیدگاه ها (۵)

گل بازی هوا سرد و طوفانی بارش است از برف اینجا ها خبری نیست ...

وقتی هیچکس نداشته باشی غم سراغت می آید سر به زانویت میگذارد ...

(چگونه فولاد آبدیده میشود) امروز خواستم کنم دیداری از تو چون...

{فریادی تا عمق آزادی} هنگامه سکوت است درد در کوچه باغهای زن...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 49 اتاق بزرگ ...

پارت 45:نامهسوزومه و مایکی هر دو کاملا با گذشته فرق داشتن و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط