تمام شب را به امید لمس نگاهت پلک بر هم نگذاشتم، خورشید که

تمام شب را به امید لمس نگاهت پلک بر هم نگذاشتم، خورشید که رخ نمود تو به من انگ بی عشقی زدی! تو که قصد رفتن داشتی، چرا تهمت را در کوله بارت جا ندادی. از آن روز آفتابی باور کردم هرکس شبش را با احساسش بیدار باشد عاشق نیست. چون تو را باور داشتم.
دیدگاه ها (۳)

وقتی بهت تجاوز میشه(درخواستی)

وقتی تو دانشگاه.. p¹#فلیکس #جیسونگ #هیونجین #لینو #سونگمین #...

میان دو نگاه

از مهمونی تا صبح.

در جهانی که حتی مغز آدمی نیز بدنبال خیانت به اوست، آیا چیز دیگری برای اعتماد باقی مانده است؟👌👌😌😌😌

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط