به تو دست می سایم و جهان را درمی یابم،

به تو دست می سایم و جهان را درمی یابم،
به تو می اندیشم
و زمان را لمس می کنم
معلق و بی انتها
عریان.
می وزم، می بارم، می تابم.
آسمانم
ستارگان و زمین،
و گندم عطرآگینی که دانه می بندد
رقصان
در جان سبز خویش.
از تو عبور می کنم
چنان که تندری از شب.
می درخشم
و فرومی ریزم


احمد شاملو
دیدگاه ها (۴)

ریشه دار باش …ریـــشه ی تو ، فـــــهم توست ،یک سنگ به اندازه...

او همیشه آغوشش باز است،نگفته، تو را می خواند...اگر هیچکس نیس...

ﻋﺸﻖﺯﻧﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﯽ ﮐﺸﯿﺪﻩﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺁﺗﺸﯿﻦﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻘﺪﺳ...

ذکرِمیثم به سرِ دار،علی راعشق استذکر یوسُف سرِبازار،علی راعش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط