پیر من و مراد من، درد من و دوای من

پیر من و مراد من، درد من و دوای من
فاش بگویم این سخن شمس من وخدای من

ازتو به حق رسیده ام،ای حق حق گزار من
شکر تو را ستاده ام شمس من و خدای من

مات شدم زعشق تو زانکه شه دو عالمی
تا تو مرا نظر کنی شمس من و خدای من

محو شدم به پیش تو تا که اثر نماندم
شرط ادب چنین بود شمس من و خدای من

کعبه من کنشت تو دوزخ من بهشت تو
مونس روزگار من شمس من و خدای من

برق اگرهزار بارچرخ زند به شرق وغرب
از تو نشان کی آورد شمس من و خدای من

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۴)

پیر من و مراد من، درد من و دوای منفاش بگویم این سخن، شمس من ...

دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو...

یا پیر ..........دم بدم ..دلبر و یار من تویی رونق کار من توی...

علی ولی الله:شعر فوق العاده زیبا فوق العادهمدح حضرت امیرالمو...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط