مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید

مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید

خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم


کم نشد فاصله، تقصیر تو هر چند نبود
دیدگاه ها (۱)

‌‌یک عمر مرا سنگ زدی هیچ نگفتم . خنجر به دل تنگ زدی هیچ نگفت...

بیشترین افسوس زندگی‌ام رازمانی خوردم که فهمیدمآدم‌ها خیلی‌ها...

اونـــــــــے کــــــه میــگه بـــــــرات میمــــرم بـــــــ...

بازهمجایخالیشخالیست...

چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد! من همانم که پسندید و پسندی...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نش...

ارت/دتیز/کلارا/ریونا/اوسی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط