اخه من فقط دلم یه تکیه‌گاه می‌خواست

اخه من فقط دلم یه تکیه‌گاه می‌خواست
یه هم‌نشین که
یه وقتایی بغل کنه همه‌ی وجودم رو
محو شم تو گرمای آغوشش
دلم فقط می‌خواست
قهر‌ نکنه یهو بره
تنهام نداره وقتی خیلی تنهام
بمونه وقتی درد داره روزها
آروم شم
نفس بکشم
همین
زیاد بود ؟
که الان اگه تکیه‌گاهی هست
صندلی‌های تنهایی یه پارک
وسط همه‌ شلوغی شهره
و اگه گرمایی هست
تقصیر شب‌های بی رحم تابستون
و خواستنی هایی که
پشت یه لبخند دارن از بین میرن
.
📝 فرهاد_خدایاری .
دیدگاه ها (۱)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

Destiny part 10

چند پارتی

شاهکاری به نام دروغ

سناریو تهیونگ

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط