خواب دیدم

خواب دیدم
گیلاس می‌چینم
از باغ همسایه

بادی سیاه وزید
گیلاسی پژمرده
به
دامانم
افتاد
معبر گفت:
او خواهد رفت؛
به عصر سکوت و سرما،
به جنگل پریشان‌ْگیسو در باد!
__
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p39یکی‌یکی، چشم‌های سرخ بین درخت‌ها ناپدی...

تکاپو پارت105: پیاده🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍باد خنک عصر، میان خیابان‌های خ...

📖 آکادمی آستریاپارت دهم | «کسی که حتی جک را ساکت کرد»شب...با...

پارت بیست و یکم

برادر ناتنی

P : 25

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط