#:یک نگاه پارت اول
#:یک نگاه پارت اول
÷:مامان من گرسنمه
=:دخترم چرا اونجوری اومدی زشته اقای پارت و همسر و پسرشون اومدن
÷:چیییی؟
@:ا.ت دوید بالا لباس پوشید خودشو اماده کرد و رفت سلام کرد که چشمش خورد به اون دختر که کنار جیمین بود
÷:سلام خانم....
؛:لونا هستم
÷:خوشبختم ا.ت هستم کیم ا.ت
+:سلام ا.ت خانم
÷:سلام اقای پارک
+:یااا راحت باش
÷:اومم
&:خب اومدیم دعوت کنیم شما رو به نامزدی پسرم
÷:چی *شکه*
؛:جیمین قراره با من ازدواج کنه
÷:اوم خوش بخت بشید .. چیز من با دوستام قرار دارم فعلا
+:ا.ت ماهم بیایم
÷:عاا چیزه خب باشه
@:رفت و کای اومد دنبال ا.ت و جیمین انگار عصبی بود بهشون نگاه میکرد
÷:خب شماهم با ما میاین یا جدا از هم
+:با شما*عصبی*
÷:قلبم بریم
کای: اره عزیزم بریم
@:خب بگم که کای و ا.ت جهت در اوردن حرص جیمین اینجوری میکنن چون جیمین از حس ا.ت خبر داشت
÷:اومم عشقم میدونی میگم کاش زودی مامان بابات از المان بیان اینا تا از بابام خواستگاریم کنی
+:یااا تمومش کنین این کفتر بازیا رو *عصبی *
÷:عا عا خب دارم با شوهر ایندم حرف میزنم *@:عوققققققق شوهر ایندم گگگ پسرم تا من هستم غم نداری بیا خودم زنت میشمممم+:گمشووووو بابا @:ایش *
+:به هر حال
@:رسیدن رفت توی پاساژ و هرکی رفت سمت خودش خرید کنه ا.ت رفت اتاق پرف که یهو جیمین وارد شد
+:پس شوهر ایندم اره
÷:یاا برو بیرون
+:چرا هوم انتظار داری ساکت باشم *دست ا.ت رو محکم گرفت *
÷:دستمو ول کن
+:نکنم
÷:جیغ میزنم کای کمکم کنه
+:هیسسس اسمشو نیار باور کن میکشمش
÷:چرا ها چرا
+:چون ...چون
÷:چون چی ها
+: حسودی میکنم * خیلی اروم*
÷:نمیشنوم
+:حسودی کردم *متوسط*
÷:چی چرا
+:چون توجه تورو واسه خودم میخوام
÷:اما ...
+:هیسسس اما و اگر نداره فهمیدی
÷:نه
+:حرص منو در نیار
÷:تو که زن داری به من چیکار داری هوم
+:تو نزدیک کای شو ببین چیکارت میکنم
÷:میشم و تو هیچ کار نمیکنی اون شوهر ایند....
@:اومم چی شد که حرفش قطع شد هوم بگین توی کامنتا و بگم حمایت نشه کلا از ویسگون میرم
ببخشید کمه خوابم میاد حالمم خوب نیست و یه اتفاق بدم برام پیش اومده 😔
÷:مامان من گرسنمه
=:دخترم چرا اونجوری اومدی زشته اقای پارت و همسر و پسرشون اومدن
÷:چیییی؟
@:ا.ت دوید بالا لباس پوشید خودشو اماده کرد و رفت سلام کرد که چشمش خورد به اون دختر که کنار جیمین بود
÷:سلام خانم....
؛:لونا هستم
÷:خوشبختم ا.ت هستم کیم ا.ت
+:سلام ا.ت خانم
÷:سلام اقای پارک
+:یااا راحت باش
÷:اومم
&:خب اومدیم دعوت کنیم شما رو به نامزدی پسرم
÷:چی *شکه*
؛:جیمین قراره با من ازدواج کنه
÷:اوم خوش بخت بشید .. چیز من با دوستام قرار دارم فعلا
+:ا.ت ماهم بیایم
÷:عاا چیزه خب باشه
@:رفت و کای اومد دنبال ا.ت و جیمین انگار عصبی بود بهشون نگاه میکرد
÷:خب شماهم با ما میاین یا جدا از هم
+:با شما*عصبی*
÷:قلبم بریم
کای: اره عزیزم بریم
@:خب بگم که کای و ا.ت جهت در اوردن حرص جیمین اینجوری میکنن چون جیمین از حس ا.ت خبر داشت
÷:اومم عشقم میدونی میگم کاش زودی مامان بابات از المان بیان اینا تا از بابام خواستگاریم کنی
+:یااا تمومش کنین این کفتر بازیا رو *عصبی *
÷:عا عا خب دارم با شوهر ایندم حرف میزنم *@:عوققققققق شوهر ایندم گگگ پسرم تا من هستم غم نداری بیا خودم زنت میشمممم+:گمشووووو بابا @:ایش *
+:به هر حال
@:رسیدن رفت توی پاساژ و هرکی رفت سمت خودش خرید کنه ا.ت رفت اتاق پرف که یهو جیمین وارد شد
+:پس شوهر ایندم اره
÷:یاا برو بیرون
+:چرا هوم انتظار داری ساکت باشم *دست ا.ت رو محکم گرفت *
÷:دستمو ول کن
+:نکنم
÷:جیغ میزنم کای کمکم کنه
+:هیسسس اسمشو نیار باور کن میکشمش
÷:چرا ها چرا
+:چون ...چون
÷:چون چی ها
+: حسودی میکنم * خیلی اروم*
÷:نمیشنوم
+:حسودی کردم *متوسط*
÷:چی چرا
+:چون توجه تورو واسه خودم میخوام
÷:اما ...
+:هیسسس اما و اگر نداره فهمیدی
÷:نه
+:حرص منو در نیار
÷:تو که زن داری به من چیکار داری هوم
+:تو نزدیک کای شو ببین چیکارت میکنم
÷:میشم و تو هیچ کار نمیکنی اون شوهر ایند....
@:اومم چی شد که حرفش قطع شد هوم بگین توی کامنتا و بگم حمایت نشه کلا از ویسگون میرم
ببخشید کمه خوابم میاد حالمم خوب نیست و یه اتفاق بدم برام پیش اومده 😔
- ۸۲
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط