╔═─┅─═ঊঈ💞 ঊঈ═─┅─═╗

╔═─┅─═ঊঈ💞 ঊঈ═─┅─═╗
💞 ╚═─┅─═ঊঈ💞 ঊঈ═─┅─═╝ قد کشیدی تا جوانی پابه پایم حیف شد
دست دوران کرد،ازدستت جدایم حیف شد

خوب یادم هست گاهی با مداد قرمزت
رنگ می کردی لبانت را برایم حیف شد

ما دو تا از کوچه های کودکیهای همیم
گرچه حالا تو کجاومن کجایم حیف شد

دستِ من بودولب وابرو وچشم و موی تو
لحظه هاییکه سرت راروی پایم...حیف شد

حاج خانمی! شدی ده سال بعدومن هنوز
مثل سابق بین مردم مشتبایم حیف شد

رفتی و دیگرنخواندم کوچه هم محروم شد
سالها  از  گرمی سوز  صدایم  حیف  شد

این جوانی جزتو خیلی چیزها را هم گرفت
ازدوچرخه تا تفنگ و تیله هایم حیف شد

قدر انگشتان دستم  دوستت  میداشتم
دیر فهمیدم که کم بود ادعایم حیف شد ╔═─┅─═ঊঈ💞 ঊঈ═─┅─═╗
💞 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 💞
╚═─┅─═ঊঈ💞 ঊঈ═─┅─
دیدگاه ها (۱)

ﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪﺑﻪ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﯽ ...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدمتو چه کردی به دلم تا که قلم...

در فضایی که تو نیستیدر اتاقی که تو نیستیدر خیابانی که تو نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط