دیشب باران

دیشب باران
قرار با پنجره داشت
روبوسی آبـــدار
با پنجره داشت 
تا صبح در گوش پنجره پچپچ کرد
چک چک،چک چک،چکار با پنجره داشت؟
دیدگاه ها (۲۶)

برخیز، غزل گوش کنیم این دم صبح🌱یک چای و عسل نوش کنیم این دم ...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

صبح تا شب نخوابیدم نقشه کشیدم و با کلی استراتژی نقشم عمل کرد...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

{خوانواده بی ارامش }

سفید و سیاه🤍🖤پارت یازدهم⚡️# قسمت ۱۱: «صبح بعد از اعتراف» 🤍🖤*...

طبیعت

کدومو انتخاب کردی؟!بیا پایییننننمن هفت انتخاب کردم بخدا بعد ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط