می رسد روزی...

می رسد روزی...
.
می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی
.
می رسد روزی که احساس مرا باور کنی
.
می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود
.
خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی
.
می رسد روزی که تنها ماند از من یادگار
.
نامه هایی را که با دریای اشکت تر می کنی
.
می رسد روزی که تنها در مسیر بی کسی
.
بوته های وحشی گل را ز غم پر پر کنی
.
می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من
.
آن زمان احساس امروز مرا باور کنی
دیدگاه ها (۳)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

عاشقانه های شبنم

رقیه بنت الحسین

My Arirang Part 8

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط