ای دل ز من بریده ز یادم نمی‌روی

ای دل ز من بریده ز یادم نمی‌روی
وی پا ز من کشیده ز یادم نمی‌روی
ای رفته از برابر چشمم به کوی غیر
اشکم به دیده دیده ز یادم نمی‌روی
آن چشم را به روی چه کس باز می‌کنی
ای آهوی رمیده ز یادم نمی‌روی
در سایه‌ی کدام نهالی روم به خواب 
ای نخل بررسیده ز یادم نمی‌روی
دانم که امشبم به سحرگه نمی‌رود
ای جلوه‌ی سپیده ز یادم نمی‌روی
تا خواند این غزل ز من آن سروناز گفت
ای بیدِ قدخمیده ز یادم نمی‌روی
دیدگاه ها (۱۶)

دوباره شب و حسرت و پنجرهیه بغضِ قدیمی توی حنجرهدوباره یه آهن...

این بار اگر آمدی اسپند بیاوریک عالمه احساس خوشایند بیاوروقتی...

نیستی دائم ودر عمق خیالت هستمنگران تو و کیفیت حالت هستممثلا...

شدی هم خانه ی قلبم، چه مهمانی از این بهتردوای درد من گشتی ،چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط