کاپیتانوووو از همسایش میپرسه: دخترتو دیدم شکمش بزرگ شده ب

کاپیتانوووو از همسایش میپرسه: دخترتو دیدم شکمش بزرگ شده بود حامله است؟
همسایه میگه نه چند وقته نفخ کرده، بگوزه خوب میشه ؛،
چند ماه بعد کاپیووو همسایشو میبینه

میگه: دخترتو دیدم ،گوزشم بغلش بود
آخه مگه مجبوری دروغ بگی
اگه بگی میخواد بچه داربشه میترسی مردم برن تیربارونش کنن یا بچشو بهورن هاااا
تازه توی این زمونه بچه داشتن که کلاس داره والاااااااااه کلاس داره بلاااا !!
دیدگاه ها (۶)

توی ده شلمکوفت حسنی تک وتنها بود تنها روی سه پایه نشسته بود ...

من یه جن خوشتیییپ و خوش چهره وجزابمامشو میخوام برم خواب گردی...

واقعا راست میگن ادم تو محدودیت ها ستاره میشه......من خودم ام...

کاپیوووو رفته بود مجلس ختم، بشقابش پر گوشت بود! به بغل دستیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط