از پا تا سرت

از پا تا سرت

سراسرت

نوری و نیرویی

وجود مقدست را در بر گرفته است

جنس تو ، جنس نان

نانی که آتش او را می پرستد

عشقم خاکستری زیر خاک بود

من با تو گر گرفتم

عشق من

عزیزم

پیشانی ات، پاهایت و دهانت

نانی است مقدس که زنده ام می دارد

آتش به تو درس خون داد

از آرد تقدس را فرا بگیر

و از نان بوی خوش را



از: پابلو نرودا
دیدگاه ها (۱)

چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیستچاره جوینده که کرده‌س...

بی حوصله‌ای. آسمان روی سرت سنگینی می کند. دهانت تلخ است ودست...

سنگ زیر پای تو لعل بدخشان می شودخار ، با فیض نگاهت سرو بستان...

خورشید بر نیزه

آسمانم آبیست گر چه انگار کمی پر رنگ استچه کنم راهروی کوچه ی ...

🎗 ️میشناسم یک طبیب، آنهم خداستمن چه دانم کان طبیب اندر کجا...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

نمیدانم چه حکمتی است ؟اما، همینکه بتو فکر میکنم...نوایِ موسی...

ای به فدایت همه جان جهانخاک رهت سرمه‌ی افلاکیانوصله‌ی بر جام...

کمال رستمعلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط