یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .
دیدگاه ها (۱)

مثل یک روح در دو پیکریمتو در پیکره ی خداییمن در پیکره ی انسا...

تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی...

دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟ / درد از همه شان دور ، بل...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط